خانه
گاما

درسنامه آموزشی تاریخ (1) انسانی کلاس دهم رشته ادبیات و علوم انسانی

درس 11: آیین کشور داری

بازدید92/8 K
تاریخ بروزرسانی1401/08/29

در این درس، شما با استفاده از شواهد و مدارک معتبر تاریخی و باستان شناختی، نظام حکومتیِ ایران باستان را مطالعه و بررسی کرده و شیوه‌های مدیریتی، تشکیلات اداری، نظامیِ آن دوره و کارکرد آنها را ارزیابی می‌نمایید.

نظام سیاسی و اداری

ارائۀ تصویری روشن و کامل از نحوۀ ادارۀ کشور و تشکیلات اداری در دوران ماد، به دلیل کمبود اسناد و شواهد مکتوب، بسیار دشوار است. به نظر می‌رسد که شاهان ماد، به تقلید از شاهان پیشین و معاصر خود، حکومت می‌کردند و احتمالاً دربار و تشکیلات اداری محدود و کوچکی داشته‌اند که شامل پادشاه و برخی صاحب منصبان درباری، فرماندهان نظامی و حاکمان محلی می‌شده است.

سنگ گارهٔ داریوش کیم و درباریان - تخت جمشید
سنگ نگارهٔ داریوش یکم و درباریان - تخت جمشید

هخامنشیان

از شیوۀ کشورداری دوران هخامنشیان آگاهی بیشتری داریم. سنگ‌نوشته‌ها و لو‌ح‌های گلی هخامنشی و نیز نوشته‌های مورّخان یونانی عهد باستان، حاوی اطلاعات ارزشمندی دربارهٔ نظام حکومتی و تشکیلات اداری آن دوران هستند.

در رأس تشکیلات سیاسی و اداری هخامنشیان، پادشاه قرار داشت که از اختیارات فراوانی در ادارۀ امور کشور برخوردار بود. پادشاهان هخامنشی، به ویژه داریوش یکم، ادعا می‌کردند که به خواست اهوره مزدا به مقام پادشاهی دست یافته‌اند و به یاری او بر کشور فرمان می‌رانند. این ادعا به نوعی به حکومت آنان جنبۀ دینی می‌داد و مردم را تشویق و ترغیب به فرمان‌برداری از آنان می‌کرد.

فعّالیت 1 (صفحهٔ 99 کتاب درسی)

 

الف- دربارۀ اهداف و انگیزۀ شاهان هخامنشی از طرح چنین ادعاهایی، با یکدیگر در کلاس گفت‌و‌گو کنید.
پادشاهان هخامنشی خود را از قومی اصیل و برگزیده می‌دانستند و از مردم فرمانبرداری کامل می‌خواستند. پادشاه به این صورت مشروعیت حکومت خود را در بین مردم توجیه می‌کرد و از شورش‌های احتمالی مردم و خاندان‌های دیگر جلوگیری می‌کردند.

ب- تحقیق کنید که فرَّه ایزدی یا فرَّ کیانی در ایران باستان چه مفهومی داشته و ارتباط آن با ادعای اعطای مقام شاهی از سوی اهوره مزدا به شاهان هخامنشی، چه بوده است.
فره ایزدی نیرویی مینویی و ایزدی است که می‌توان آن را پدیده‌ای خدایی دانست که از جانب اهورا مزدا به شخص پادشاه یا موبدان اهدا می‌شد. هر کس بدان دست می‌یافت از سروری و نیک بختی بهره‌مند می‌شد؛ به این صورت، پادشاه مقامی الهی پیدا می‌کرد و در نتیجه، عموم مردم وجود شخص پادشاه را به عنوان شخص اول کشور می‌پذیرفتند و از او اطاعت محض می‌کردند.

با این حال، شاهان هخامنشی، خود را بی‌نیاز از مشورت با بزرگان و مشاوران نمی‌دانستند. از این رو، یک گروه مشورتی شامل بلندپایگان سیاسی، نظامی، اداری و احتمالاً مذهبی و حقوقی در کنار پادشاه حضور داشتند که وی دربارۀ مسائل مهم حکومتی، به ویژه جنگ و صلح، با آنان مشورت می‌کرد. هخامنشیان برای ادارۀ قلمرو پهناور حکومت خود که شامل سرزمین‌های گوناگون با اقوام، فرهنگ‌ها و آداب و رسوم متفاوت می‌شد، نیازمند شیو‌ه‌های مدیریتی تازه و تشکیلات حکومتی کارآمدی بودند. کورش، بنیان‌گذار حکومت هخامنشی، از تشکیلات و تجربه‌های اداری حکومت‌های پیشین، برای ادارۀ امور کشور استفاده کرد و شیوۀ جدیدی از فرمانروایی خردمندانه را که مبتنی بر احترام به دین و فرهنگ مردم سرزمین‌های فتح شده و مشارکت آنان در حکومت بود، ارائه نمود. سیاست کورشِ بزرگ این بود که از طریق مشارکت دادن اقوام و ملت‌ها در ادارۀ حکومت هخامنشی، وفاداری و پشتیبانی آنان را نسبت به خود جلب کند.

در زمان داریوش اوّل، حکومت هخامنشی به نهایت گسترش خود رسید و این پادشاه هوشمند و لایق، برای سامان دادن امور و ادارۀ بهتر قلمرو پهناور تحت فرمان خود، نظام اداری منظم و کارآمدی را پدید آورد. از این رو، وی به عنوان بنیان‌گذار و طراح اصلی نظام سیاسی - اداریِ حکومت هخامنشیان شناخته می‌شود.

نظام سیاسی - اداری که داریوش یکم ایجاد کرد، به دو بخش تشکیلات اداریِ مرکزی و تشکیلات استانی یا ساتراپی تقسیم می‌شد.

تشکیلات اداری مرکزی در درون دربار هخامنشی در پایتخت، ساماندهی شده بود و اجزای اصلی آن را خزانۀ شاهی، انبار شاهی و دیوان شاهی تشکیل می‌دادند. هر یک از این اجزا، به وسیلهٔ یکی از نجبای بلندپایۀ مادی و یا پارسی اداره می‌شد. دیوان شاهی وظیفۀ مهم نگارش، تنظیم، ثبت و نگهداری نامه‌ها، اسناد و نوشته‌های دولتی را بر عهده داشت. در این دیوان، تعداد زیادی از دبیران و منشیان کار می‌کردند که به زبا‌ن‌ها و خط‌های رایج در سرزمین‌های هخامنشیان آشنا بودند.

مُهر دورۀ هخامنشی؛ نامه‌های اداری هخامنشیان به خط و زبان آرامی، نگارش یافته و مُهر می شد. منصب مُهرداری
مُهر دورۀ هخامنشی؛ نامه‌های اداری هخامنشیان به خط و زبان آرامی، نگارش یافته و مُهر می‌شد. منصب مُهرداری یکی از مناصب دیوان شاهی بود.

داریوش تشکیلات استانی یا شَهرَبی و شیوهٔ ادارهٔ آنها را نیز از نو سامان داد و قواعد تازه‌ای را برای نظارت و تسلط بیشتر حکومت مرکزی بر شَهرَب‌ها به وجود آورد.

نظام سیاسی - اداری که داریوش یکم ایجاد کرد، موجب وحدت بیشتر قلمرو هخامنشیان شد و حکومتی متمرکز و نیرومند پدید آورد.

در زمان هخامنشیان، مسئولیت بازرسی و نظارت دقیق و کامل بر عملکرد مقا‌م‌ها و مأموران دولتی در پایتخت و شَهرَبی‌ها (ساتراپی‌ها) بر عهدهٔ یکی از خویشاوندان نزدیک شاه و یا یکی از درباریان مورد اعتماد و وفادار به او قرار می‌گرفت. مسئول بازرسی و مأموران تحت فرمانش، به عنوان «چشم و گوش شاه» معروف بودند. آنان به طور منظم به بخش‌های مختلف قلمرو سرمی‌کشیدند تا اطمینان پیدا کنند که صاحب‌منصبان حکومتی وظایف خود را به درستی انجام می‌دهند و اوضاع کشور بسامان است.

فعّالیت 2 (صفحهٔ 101 کتاب درسی)

 

با یکدیگر همفکری کنید و پاسخ دهید:
الف- چرا در دوران هخامنشیان مأموران ادارۀ بازرسی و نظارت، به عنوان «چشم و گوش شاه» شناخته می‌شدند؟
زیرا می‌بایست همه اخبار مربوط به امور کشوری و محلی مناطق مختلف را به گوش شاه می‌رساندند، شاه را در جهت نظارت بر کل کشور یاری می‌کردند و هیچ نکته‌ای را فروگذار نمی‌کردند. این مسئولیت معمولاً بر عهده یکی از خویشاوندان نزدیک شاه و یا یکی از درباریان مورد اعتماد و وفادار به او قرار می‌گرفت. مسئول بازرسی و مأموران تحت فرمانش، به طور مستقیم به بخش‌های مختلف قلمرو سر می‌کشیدند تا اطمینان پیدا کنند که صاحب منصبان حکومتی وظایف خود را به درستی انجام می‌دهند و اوضاع کشور به سامان است.

ب- در زمان کنونی چه نهادها یا وزارت خانه‌هایی، تقریباً همان وظایفی را انجام می‌دهند که در آن زمان، مأموران بازرسی انجام می‌دادند؟
وزارت اطلاعات - بازررسی - شهرداری - راه و شهرسازی - پست و مخابرات

(پیک‌های تیز پای دوران هخامنشی (ماخذ: هفت رخ فرخ ایران
پیک‌های تیزپای دوران هخامنشی در مسیر جادهٔ شاهی (مأخذ: هفت رخ فرخ ایران)

یک توضیح

داریوش یکم قلمرو وسیع هخامنشیان را به 23 شَهرَبی تقسیم کرد که یونانیان آنها را «ساتراپی» و حاکمِ آن را «ساتراپ» می‌نامیدند. ساتراپی را در زبان فارسی می‌توان به شَهرَبی یا شهربانی و ساتراپ را شَهرَب یا شهربان ترجمه کرد.

بعدها تعداد شَهرَبی‌ها افزایش یافت، به طوری که در زمان خشایارشا به حدود 30 شهربی رسید. فارس به عنوان سرزمین اصلی و زادبوم هخامنشیان زیر نظر مستقیم پادشاه اداره می‌شد، اما سایر شهربی‌ها دارای شهرب یا حاکمی بودند که توسط شاه منصوب می‌شد. با تدبیر داریوش، در کنار هر شهرب، یک فرماندۀ نظامی و یک مدیر امور مالی و اداری نیز قرار گرفت که به طور مستقیم تحت فرمان شاه عمل می‌کرد. علاوه بر آن، هر شهربی، خود به قسمت‌های کوچک‌تری تقسیم می‌شد. همچنین مأموران چشم و گوش شاه در همه جا نظار‌ه‌‌گر رفتار تمامی صاحب منصبان در شهربی‌ها بودند.

داریوش بزرگ همچنین به منظور نظارت دقیق و کامل بر کار حاکمان شَهرَبی‌ها و اطمینان از روند درست امور، شبکۀ برید را پدید آورد. این شبکه شامل تعداد زیادی از پیک‌های تیزپای پیاده و سواره بود که کار خبرگیری و خبررسانی را میان پایتخت و دیگر نقاط کشور بر عهده داشتند. شبکۀ وسیعی از جاد‌ه‌ها، چاپارخانه‌ها و چاپارها که به فرمان داریوش به وجود آمده بود، در اختیار مأموران برید و افرادی با عنوان چشم و گوش شاه قرار داشت که کار خود را در کمترین زمان و به خوبی انجام دهند.

سلوکیان

در دوران حکومت سلوکی، قدرت و مناصب مهم سیاسی، اداری و نظامی در اختیار یونانیان بود. سلوکیان برای تحکیم سلطۀ خود، یونانیان زیادی را به ایران کوچاندند و آنان را در شهرهای جدیدی که بیشتر به شهر‌‌ک‌ها و پادگا‌ن‌های نظامی شباهت داشتند، جای دادند. سلوکیان بخش عمد‌ه‌ای از تشکیلات دیوانی (اداری و مالی) هخامنشیان را به خدمت گرفتند. تقسیمات کشوری مانند روزگار هخامنشی بود و سلوکیان، قلمرو خود را به تعداد زیادی شهربی (ساتراپی) تقسیم کردند. آنان در گرفتن مالیا‌ت به روش پیشین عمل می‌کردند. فرمانروایان سلوکی همچنین به سیاستِ آزادی و مدارای دینیِ پادشاهان هخامنشی ادامه دادند.

اشکانیان

خاندان اشکانی به اتکای جنگاوران قبایل صحرا گرد شرق ایران، به قدرت رسیدند. پادشاه اشکانی بالاترین مقام سیاسی و نظامی کشور به شمار می‌رفت. علاوه بر خاندان شاهی، خاندان‌های بزرگ دیگری نیز در قدرت و حکومت سهیم بودند. معروف‌ترین این خاندا‌ن‌ها عبارت بودند از: کارِن یا قارِن در نهاوند، سورِن در سیستان، و مهران در ری.

در دوران اشکانی دو مجلس وجود داشت. در یکی از این مجالس، شاهزادگان، بزرگان درباری و نمایندگان هفت خاندان بزرگ و در دیگری پیشوایان دینی یا مُغان حضور می‌یافتند. اعضای این دو مجلس، پادشاه اشکانی را در ادارۀ کشور کمک می‌کردند و در تعیین جانشین پادشاه و تصمیم گیری برای جنگ و صلح نقش داشتند.

حکومت اشکانی به شکل غیرمتمرکز اداره می‌شد و ادارۀ برخی از سرزمین‌ها و مناطق کشور به صورت موروثی در اختیار پادشاهان کوچک و حاکمان محلی بود که تا حدودی در ادارۀ قلمرو خویش استقلال داشتند. آنان دارای سپاه بودند و حتی به نام خود سکه ضرب می‌کردند. این گروه از پادشاهان و حاکمان محلی برای نشان دادن اطاعت و وفاداری خویش به حکومت اشکانی، علاوه بر پرداخت باج و خراج سالانه، به هنگام جنگ، سپاه خود را در اختیار اشکانیان قرار می‌دادند. شیوۀ غیرمتمرکز ادارۀ حکومت اشکانیان، شیوۀ حکومت ملوک طوایفی نامیده شده است.

فعّالیت 3 (صفحهٔ 102 کتاب درسی)

 

با توجه به شیوۀ حکومت اشکانیان، دلیل بیاورید که چرا تشکیلات اداری (دیوان سالاری) در دوران آنان، به گستردگی تشکیلات اداری دوران هخامنشیان و ساسانیان نبود؟
زیرا حکومت اشکانیان مانند حکومت‌های هخامنشی یا ساسانی، حکومتی متمرکز نبود تا همۀ امور در جای مشخص و توسط افراد برگزیده اداره شوند، در این نوع حکومت (ملوک طوایفی) مناطق مختلف دارای اختیارات و نوعی استقلال داخلی بودند و فقط در مواقع ضروری به کمک پادشاه می‌آمدند.

ساسانیان

در دورۀ ساسانی نیز همچنان پادشاه در رأس هرم قدرت سیاسی جای داشت. پادشاهان ساسانی همانند پادشاهان هخامنشی ادعا می‌کردند که بنا به خواست اهوره مزدا به مقام شاهی رسیده و حکومت آنان مورد تأیید او است.

 اردشیر بابکان (سمت چپ) هنگام دریافت حلقه شاهی از اهوره مزدا  (سمت راست) - نقش رستم
 اردشیر بابکان، بنیانگذار سلسلهٔ ساسانیان (سمت چپ) هنگام دریافت حلقهٔ شاهی از اهوره مزدا (سمت راست) - نقش رستم

فعّالیت 4 (صفحهٔ 104 کتاب درسی)

 

با راهنمایی دبیر خود، سه مورد دیگر از نقش برجسه‌های دوران ساسانی با موضوع دریافت تاج و حلقۀ شاهی از اهوره مزدا را جست‌و‌جو کنید و تصویر آنها را در کلاس نمایش دهید.
سنگ نگاره بهرام دوم در نقش رستم - سنگ نگاره آناهیتا و نرسی در فارس - مجموعه تاریخی طاق بستان در کرمانشاه

علاوه بر پادشاه ساسانی، افراد و گرو‌ه‌های دیگری از قبیل اعضای خاندان شاهی، سران خاندا‌ن‌های قدیمی، وزیران، رؤسای ادارات و رؤسای روستاها، در قدرت و ادارۀ کشور سهیم بودند و مقامات بالای کشوری و لشکری را در اختیار داشتند.

پادشاهان ساسانی به منظور ایجاد تمرکز و افزایش دامنۀ نظارت و تسلط خود بر مناطق مختلف کشور، از یک سو سپاهی دائمی و نیرومند تشکیل دادند و از سوی دیگر تشکیلات اداری (دیوان سالاری) را انسجام و نظم بخشیدند و آن را تقویت کردند. در نتیجۀ این اقدا‌م‌ها، از تعداد حکومت‌های موروثی محلی به طور محسوسی کاسته شد و مناطق مختلف کشور به ویژه نواحی جنوبی، مرکزی و غربی آن، تحت نظارت و سلطۀ مستقیم حکومت ساسانی قرار گرفت.

تشکیلات اداری ساسانیان از ادار‌ه‌ها یا دیوا‌ن‌های مختلفی تشکیل شده بود که در رأس آنها، وزیرِ بزرگ قرار داشت که به او بزرگ‌فْرَمادار می‌گفتند. وزیر تحت نظارت مستقیم پادشاه کار می‌کرد و مجری فرامین او بود. زمانی که پادشاه در جنگ یا سفر بود، وزیر به عنوان جانشین او کشور را اداره می‌کرد. وزیر همچنین گاهی فرماندهی سپاه را نیز در جنگ به عهده می‌گرفت.

یک توضیح

فردوسی در شاهنامه، اهمیت بالای طبقۀ دبیران را از زبان اردشیر بابکان این گونه بیان می‌کند:

به دیوانش کارآگهان داشتی

به بی‌دانشان کار نگذاشتی

کسی را که کمتر بُدی خط و ویر

نرفتی به دیوان شاه اردشیر

سوی کارداران شدندی به کار

قلم‌زن بماندی بَرِ شهریار

ستاینده بُد شهریار اردشیر

چو دیدی به درگاه مردی دبیر

نویسنده گفتی که گنج آکَنَد

هم از رای او رنج بِپْراکند

بدو باشد آباد شهر و سپاه

همان زیردستان فریادخواه

دبیران چو پیوند جان منند

همه پادشا بر نهان منند

(شاهنامۀ فردوسی، تصحیح محمد دبیر سیاقی، جلد 4، صص 1376 و 137)

دبیران نقش ممتاز و بسیار مهمی در تشکیلات اداری ساسانی داشتند. آنها در مرکز آموزشی به نام دبیرستان آموزش می‌دیدند. کار اصلی دبیران نگارش فرما‌ن‌ها، نامه‌ها و اسناد و ثبت و ضبط آنها بود، ولی کارهای دیگری مانند گردآوری و تألیف خدا‌ی‌نامک هم جزو وظایف ایشان بود. دبیران در بخش‌های مختلف تشکیلات اداری، مالیاتی، قضایی و نظامی کارمی‌کردند و برخی از آنان به چند زبان و خط آشنا بودند. به رئیس دبیران و کاتبان، ایران دبیربد یا دبیران مهست می‌گفتند که از جمله صاحب منصبان عالی رتبۀ تشکیلات اداری ساسانی محسوب می‌شد.

دربار‌ شاهان ساسانی نیز، تشکیلات و تشریفات زیادی داشت و افراد و گرو‌ه‌های مختلفی به عنوان ندیمان، پزشکان، موسیقی‌دانان، و امثال آنها، در آنجا خدمت می‌کردند.

قلمرویی که ساسانیان بر آن فرمان می‌راندند، ایرانشهر نامیده می‌شد. قلمرو ایرانشهر به چندین کوره یا استا‌ن تقسیم شده بود که اعضای خاندان شاهی، افرادی از خاندا‌ن‌های بزرگ و یا فرماندهان نظامی بر آنها حکومت می‌کردند.

یک توضیح

در دورۀ ساسانی، استا‌ن‌ها یا کور‌ه‌ها نیز به بخش‌های کوچک‌تری تقسیم می‌شدند که به آنها شهر می‌گفتند و مرکز آن «شهرستان» نام داشت و حاکمی محلی با عنوان «شَهریک» آن را اداره می‌کرد. در رأس هر دِه و مزارع آن (روستاگ = روستاق) هم یک دیهیگ بود. در این دوره، به حکام نواحی مستقل نیز «شهردار» گفته می‌شد. 

در زمان خسرو انوشیروان، قلمرو ساسانی به چهار بخش بزرگ تقسیم شد: خوراسان (= مشرق) شامل: خراسان، سیستان و کرمان؛ خوروران یا خوربران (= مغرب) شامل: بیشتر سرزمین‌های مرکزی و غربی ایران؛ بخش شمالی شامل: آذربایجان، طبرستان، ارمنستان و گرجستان؛ نیمروز (=جنوب)، شامل: پارس و خوزستان. در رأس هر بخش، یک سپهبد یا مرزبان قرار داشت که هم زمان، مسئولیت امور نظامی، اداری و مالیاتی را برعهده داشت.

قضاوت و دادرسی

بر اساس باورهای کهن ایرانی، مهر یا میترا، ایزدِ پیمان و قانون و پشتیبان نظم اجتماعی بود. یکی از اصول مهم اندیشۀ ایرانی، پایبندی به عهد و پیمان بود. ایرانیان باستان همچنین به عدالت و راستی اهمیت بسیار می‌دادند و یکی از آرما‌ن‌های آنان این بود که فرمانروایی عادل بر آنان حکومت نماید. در ایران باستان، قوانین، بیشتر از عرف و عادات و اعتقادات قومی ایرانیان و به ویژه اوستا، کتاب دینی زرتشتیان گرفته شده بود. در برخی از کتا‌ب‌های دینی آن زمان، مطالب بسیاری دربارۀ انواع جرم و مجازات دیده می‌شود.

به طورکلی قضاوت به دو شکل غیررسمی و رسمی انجام می‌گرفت. شکل غیررسمی قضاوت را اغلب ریش‌سفیدان و بزرگان خانواد‌ه‌ها و قبایل برعهده داشتند. قضاوت رسمی، بیشتر بر عهدۀ روحانیون زرتشتی و نیز قضاتی بود که از سوی شاه و یا حاکمان مناطق مختلف منصوب می‌شدند. روحانیون عمدتاً به اختلافات حقوقی و مدنی و قُضات شاهی به جرایم سیاسی و نظامی رسیدگی می‌کردند. قوانین مربوط به نظم عمومی، نافرمانی و خیانت به شاه و کشور حتی در مورد شاهزادگان و دیگر اعضای خاندان شاهی خیلی سخت و بدون ملاحظه اجرا می‌شد. معمولاً شاه بالاترین مرجع قضایی و قاضی‌القضات به شمار می‌رفت و در محاکمه‌های مهم، اغلب، حکم نهایی را او صادر می‌کرد. همچنین برخی از پادشاهان در روزهای معینی از سال، شخصاً به شکایت و دادخواهی مردم عادی رسیدگی می‌کردند.

در سنگ نوشته‌هایی که از شاهان هخامنشی به ویژه داریوش یکم بر جای مانده، نکته‌ها و مطالبی دربارۀ انصاف، عدالت و راستی و اجتناب از دروغ و بیداد به چشم می‌خورد.

بررسی شواهد و مدارک

داریوش یکم چند جا در سنگ نوشتۀ بیستون از رفتار عادلانه و منصفانۀ خود و دودمانش سخن گفته و به آن مباهات کرده است: «... نه من و نه دودمانم دروغگو و بد قلب نبودیم. من موافق حق و عدالت رفتار کردم. نه ناتوان و نه توانا را نیازردم. مردی که با دودمان من همکاری کرد، او را نیک نواختم و آن کسی که بدی کرد، سخت کیفر دادم... تو که پس از من شاه می‌شوی، مردی که دروغگو باشد و آن کس را که بیدادگر باشد، دوست مباش و به سختی از او پرسش کن».

فعّالیت 5 (صفحهٔ 105 کتاب درسی)

 

با راهنمایی دبیر خود، سنگ نوشته‌های داریوش یکم را بررسی نمایید و نکته‌های مربوط به عدالت و قضاوت را از آنها استخراج و فهرست کنید.
لزوم راستگویی و مهربانی در عدالت و قضاوت - لزوم اطاعت و همکاری با پادشاهی - نیک منشی و دوری از بیدادگری و...

از اشارات نویسندگان یونانی معلوم می‌شود که در دوران هخامنشی قوانینی وجود داشته که قدرت و اختیارات پادشاه را محدود می‌کرده است. مثلاً هرودت به قانونی ایرانی اشاره می‌کند که براساس آن، شاه نباید کسی را به سبب یک بار ارتکاب جرم، به مرگ محکوم کند. همچنین برخی از پادشاهان هخامنشی مانند کمبوجیه و خشایارشا دربارۀ قانونی بودن برخی از کارهای خود با قضات شاهی مشورت می‌کرد‌ه‌اند.

در دورۀ هخامنشی ترکیبی از قوانین و شیو‌ه‌های دادرسی اقوام ایرانی و نیز اقوام و ملت‌های غیرایرانی تابعِ امپراتوری هخامنشیان، مبنای قضاوت بوده است. در درس 4 خواندید که قر‌ن‌ها پیش از هخامنشیان، به دستور حمورابی پادشاه بابلِ، مجموعه‌ای از قوانین در زمینه‌های گوناگون زندگی اجتماعی تدوین شده بود و اتفاقاً لوح سنگی آن قوانین در شوش، پایتخت سلسله‌های ایلام و هخامنشی کشف شده است. پادشاهان هخامنشی ملل تابعِ خود را در تبعیت از قوانین و آداب و رسوم خود آزاد می‌گذاشتند.

دربارۀ قضاوت و دادرسی در دورۀ ساسانیان اطلاعات و مدارک بیشتری باقی مانده است. مجموعه‌ای از قوانین و محاکمات عصر ساسانی در کتاب «مادیان هزار دادستان» به زبان پهلوی گردآوری شده و منبع ارزشمندی برای آشنایی با نظام حقوقی و دادرسی آن دوره محسوب می‌شود. در دورۀ ساسانی، تشکیلات قضایی گسترش یافت و نقش روحانیان زرتشتی در امور قضایی بیشتر از گذشته شد. گروهی از روحانیان زرتشتی که با قوانین دینی و احکام عرفی آشنایی داشتند، عهد‌ه‌دار امور قضاوت بودند.

کتاب «مادیان هزار دادستان»

یک توضیح

در محاکم قضایی عصر ساسانی معمولاً سخنان طرفین دعوا در دفترهایی به نام پرسش‌نامک ثبت می‌شد و طرفین دعوا آن را امضا می‌کردند. تشخیص درستی امضاها و هویت شاکی و متهم بر عهدۀ داور (قاضی) بود. گرفتن وکیل هم مرسوم بود. حکم دادگاه برای طرفین لازم الاجرا بود و هزینۀ دادگاه را کسی که محکوم شده بود باید می‌پرداخت. در محاکمه‌هایی که تشخیص حقانیت طرفین دعوا و یا گناهکاری متهم برای قاضی میسّر نبود، وی طرفین دعوا و یا متهمان را مورد آزمایش یا وَر قرار می‌داد. وَر دو گونه بود: وَر گرم: گذشتن از آتش، و وَر سرد: خوردن سوگند، که همان آب آمیخته با گوگرد است.

سپاه و جنگ افزارها

شکل گیری و گسترش حکومت‌های بزرگ در ایران باستان که هر کدام به مدت چندین قرن دوام آوردند، بدون وجود ارتشی منظم، مجهز و آموزش دیده، امکا‌ن‌پذیر نبود.

مادی‌ها

دَهیوکَ، مؤسس حکومت ماد با گردآوری جنگاوران قبایل متحد خود، اقدام به تشکیل سپاهی کرد. او به منظور مقابله با هجوم آشور‌ی‌ها، هگمتانه (همدان کنونی) را به صورت دژی نظامی درآورد و استحکامات و قلعه‌های متعددی بنا کرد. هُووَخشترَ، سومین پادشاه ماد، سپاه خود را به دسته‌های کمان داران، نیزه داران و سواران تقسیم کرد و در کنار آنان دسته‌های پشتیبانی، تدارکات و یگا‌ن‌های بارکش قرار داد. سلاح‌های سپاه ماد شامل خنجر، سرنیزه، سپر، شمشیر، تیر و کمان و زوبین بوده است.

هخامنشیان

سپاه هخامنشی تا زمان داریوش یکم متکی بر واحدهای مختلف پیاده نظام بود که از قبایل، اقوام و ملل تابعه، به آن پیوسته بودند. داریوش در زمینۀ نظامی و نوسازی سپاه نیز اقدا‌م‌های مهمی انجام داد. او در زمینۀ نظامی، نیروی ویژۀ ده هزار نفری به نام سپاه جاویدان تشکیل داد. این نیروی نظامی به این سبب جاویدان نامیده شد که هیچ‌گاه از شمار آنها کم نمی‌شد. هرگاه سرباز یا فرماندهی بازنشسته یا کشته می‌شد، به سرعت فرد جدیدی جایگزین او می‌شد. اعضای این سپاه، از میان جوانان برومند پارسی انتخاب می‌شدند و آموز‌ش‌های می‌دیدند.

سنگ نگارۀ سربازان سپاه جاویدان - تخت جمشید 

در سپاه هخامنشی سواره نظام جایگاه مهمی داشت. سلاح اصلی آنها نیزه بود. پس از سواره نظام، خیل عظیم پیاده نظام بود. در ارتش هخامنشی به جز پارسی‌ها، دیگر اقوام ایرانی و غیرایرانی نیز حضور داشتند. هر یک از این اقوام، لباس جنگی و جنگ افزارهای مخصوص خود را داشتند.

یکی دیگر از اقدا‌م‌های بزرگ داریوش یکم، تأسیس نیروی دریایی بود. به تدبیر این پادشاه، چندین پایگاه دریایی در خلیج فارس، دریای سرخ و دریای مدیترانه به وجود آمد. دریانوردان ملل مختلف تابع امپراتوری، از جمله فنیقی‌ها، سور‌ی‌ها، مصر‌ی‌ها، قبرسی‌ها و مردمان آسیای صغیر در نیروی دریایی هخامنشیان خدمت می‌کردند، اما فرماندهی ناوهای جنگی را پارسیان و ماد‌ی‌ها بر عهده داشتند.

نگارهٔ کمان داران هخامنشی کاخ آپادانای شوش

اشکانیان

اشکانیان به نیروی سواره نظام اهمیت فراوان می‌دادند و در سپاه اشکانی، نیروی پیاده نظام نقش چندانی نداشت. اساس تشکیلات نظامی اشکانیان، سواره نظام چابکی بود که در هنگام سواری تیراندازی می‌کرد و باعث از هم پاشیدن لشکر دشمن می‌شد. مهم‌ترین جنگ افزارهای این سپاه، تیر و کمان و نیزه بود. دلیل توانمندی سواره نظام اشکانی، پیشینۀ صحراگردی‌شان بود که به آنان تونایی جنگیدن و تحمل مشقت را داده بود.

اشکانیان به تدریج، سواره نظام دارای سلاح سنگین نیز تشکیل دادند که مجهز به زره و کلاه خود بود. استفاده از صدای طبل نیز در آغاز حملات سپاه اشکانی معمولاً وحشت بسیاری در لشکر دشمن ایجاد می‌کرد و نظم آنها را به هم می‌ریخت. سورنا سردار معروف اشکانی با همین روش هراس بزرگی در سپاه کراسوس رومی ایجاد کرد و در نبرد حرّان (53 ق.م.) پیروز شد.

سواره نظام سنگین اسلحۀ اشکانی
سواره نظام سنگین اسلحۀ اشکانی

ساسانیان

با به قدرت رسیدن خاندان ساسانی، سپاه دائمی و مجهزی به وجود آمد. اصلی‌ترین بخش این سپاه را سوار‌ه نظام سنگین اسلحۀ زره پوش تشکیل می‌داد که به آن اَسواران گفته می‌شد.

سر تا پای اَسواران با زر‌‌ه‌های فلزی پوشیده شده بود و حتی اسب‌هایشان نیز پوشش زرهی داشتند. بخش دیگری از سپاه ساسانی را سواره نظام سبک اسلحه که افراد آن مجهز به کمان بودند، تشکیل می‌داد. اعضای سوار‌ه نظام از میان جوانان طبقۀ اشراف و نجبا برگزیده می‌شدند.

پیاد‌ه نظام ساسانی عمدتاً شامل روستاییانی بود که اسلحه و تجهیزات مناسبی نداشتند و به لحاظ نظامی، چندان اهمیتی به آنان داده نمی‌شد. از جمله ابتکارات نظامی ساسانیان، استفاده از فیل در جنگ‌ها بود.

نیروی دریایی ساسانی از ابتدای تأسیس این سلسله به وجود آمد. اردشیر بابکان و جانشینان او، از نیروی دریایی برای برقراری امنیت و تحکیم سلطۀ خود بر خلیج فارس و دریای عمان و سواحل جنوبی آن استفاده کردند. خسرو انوشیروان با استفاده از نیروی دریایی، یمن را از اشغال حبشیان که از سوی امپراتوری روم شرقی (رقیب ساسانیان) حمایت می‌شدند، نجات داد و با‌ب‌المندب و خلیج عدن را تحت تسلط خود درآورد.

در دوران ساسانی، مدارسی به نام ارتشتارستان وجود داشت که افراد ارتش در آنجا آموزش می‌دیدند. برخی شواهد نشان می‌دهد در آن زمان، کتابچه‌هایی با موضو‌ع‌های تخصصی دربارۀ آموزش‌های نظامی از قبیل تشکیلات قشون، فنون جنگ، تیراندازی با کمان، تغذیۀ سپاهیان و مراقبت از اسبان وجود داشته که مربیان از آنها در آموزش سربازان استفاده می‌کرد‌ه‌اند.

سنگ نگارۀ سواره نظام ساسانی - بیشابور، استان فارس
سنگ نگارۀ سواره نظام ساسانی - بیشابور، استان فارس

پرسش‌های نمونه (صفحهٔ 108 کتاب درسی)

 

1- منابع دستِ اوّلی را که در تدوین و تألیف این درس مورد استفاده قرار گرفته‌اند، از متن درس استخراج و فهرست نمایید.
سنگ نوشته‌ها و لوح‌های هخامنشی- نامه‌های اداری هخامنشی- کتب مادیان هزار دادستان- نوشته‌های مورخان یونانی عهد باستان نیز حاوی اطلاعات ارزشمندی در خصوص نظام حکومتی و تشکیلات اداری آن دوران است.

2- نقش داریوش بزرگ را در طراحی و ساماندهی نظام اداری - سیاسی هخامنشیان، ارزیابی و تحلیل کنید.
ادعای پادشاهان هخامنشی به اینکه پادشاهی آنان به خواست اهورا مزدا است به حکومت آنان جنبه دینی می‌داد و مردم را تشویق و ترغیب می‌کرد که از آنان فرمان‌بری کنند. یک گروه مشورتی شامل بلند پایگان سیاسی، نظامی، اداری و احتمالاً مذهبی و حقوقی در کنار پادشاه حضور داشتند که وی دربارۀ مسائل مهم حکومتی به ویژه جنگ و صلح با آنان مشورت می‌کرد. در زمان داریوش اول، حکومت هخامنشی به نهایت گسترش خود رسید و این پادشاه هوشمند و لایق به عنوان بنیان گذار و طراح اصلی نظام سیاسی- اداری حکومت هخامنشیان شناخته می‌شود. نظام سیاسی- اداری به دو بخش تشکیلات اداری مرکزی و تشکیلات استانی یا ساتراپی تقسیم می‌شد. تشکیلات اداری مرکزی در درون دربار هخامنشی در پایتخت، ساماندهی شده بود و اجزای اصلی آن را خزانۀ شاهی، انبار شاهی و دیوان شاهی تشکیل می‌دادند. دیوان شاهی وظیفه مهم نگارش، تنظیم، ثبت و نگهداری نامه‌ها، اسناد و نوشته‌های دولتی را بر عهده داشت. این نظام تا پایان دورۀ هخامنشیان برقرار ماند و موجب وحدت بیشتر قلمرو هخامنشیان شد.

3- تفاوت شیو‌ه‌های حکومت هخامنشیان و اشکانیان را به لحاظ تمرکز و یا عدم تمرکز قدرت، به طور مستدل توضیح دهید.
داریوش تشکیلات استانی یا ساتراپی و شیوۀ ادارۀ آنها را نیز، از نو سامان داد و قواعد تازه‌ای را برای نظارت و تسلط بیشتر حکومت مرکزی به ساتراپ‌ها به وجود آورد. به هر حال نظام سیاسی- اداری که داریوش یکم ایجاد کرد، موجب وحدت بیشتر قلمرو هخامنشیان شد و حکومتی متمرکز و نیرومند پدید آورد. حکومت اشکانی به شکل غیر متمرکز اداره می‌شد و اداره برخی از سرزمین‌ها و مناطق کشور به صورت موروثی در اختیار پادشاهان کوچک و حاکمان محلی بود که تا حدودی در ادارۀ قلمرو خویش استقلال داشتند. آنان دارای سپاهی بودند و حتی به نام خود سکه ضرب می‌کردند. آنان برای نشان دادن اطاعت و وفاداری خویش به حکومت اشکانی، با و خراج سالانه پرداخت می‌کردند و به هنگام جنگ سپاه خود را در اختیارشان می‌گذاشتند. شیوه غیر متمرکز حکومت اشکانیان حکومت ملوک طوایفی نام داشت.

4- مجلس‌های دوران اشکانیان چه نقشی در ادارۀ امور کشور داشتند و اعضای آنها چه گروه هایی بودند؟
در دوران اشکانی دو مجلس وجود داشت. در یکی از این مجالس، شاهزادگان، بزرگان درباری و نمایندگان هفت خاندان بزرگ؛ و در دیگری پیشوایان دینی یا مغان حضور می‌یافتنند. اعضای این دو مجلس پادشاه اشکانی را در ادارۀ کشور کمک می‌کردند و در در تعیین جانشین پادشاه و تصمیم گیری برای جنگ و صلح نقش داشتند.

5- علل و نتایج گسترش تشکیلات اداری (نظام دیوان سالاری) را در زمان ساسانیان توضیح دهید.
پادشاهان ساسانی به منظور ایجاد تمرکز و افزایش دامنۀ نظارت و تسلط خود بر مناطق مختلف کشور، از یک سو سپاهی دائمی و نیرومند را تشکیل دادند و از سوی دیگر اقدام به توسعه و تقویت تشکیلات اداری (دیوان سالاری) منسجم و منظمی کردند. در نتیجه این اقدامات، از تعداد حکومت‌های موروثی محلی به طور محسوسی کاسته شد و مناطق مختلف کشور به ویژه نواحی جنوبی، مرکزی و غربی آن، تحت نظارت و سلطۀ مستقیم حکومت ساسانی قرار گرفت. تشکیلات اداری ساسانیان از اداره‌ها یا دیوان‌های مختلفی تشکیل شده بود که در رأس آنها، وزیر بزرگ قرار داشت که به او بزرگ فْرَمادار می‌گفتند. وزیر تحت نظارت مستقیم پادشاه کار می‌کرد و مجری فرامین او بود. زمانی که پادشاه در جنگ یا سفر بود، وزیر به عنوان جانشین او کشور را اداره می‌کرد. وزیر همچنین گاهی فرماندهی سپاه را نیز در جنگ بر عهده می‌گرفت.

6- وضعیت قضاوت و دادرسی را در زمان هخامنشیان در چهار سطر خلاصه کنید.
قضاوت به دو شکل رسمی و غیر رسمی انجام می‌گرفت. شکل غیر رسمی توسط ریش سفیدان و بزرگان خانواده‌ها و قبایل و قضاوت رسمی توسط روحانیون زرتشتی و قضاتی بود که از سوی شاه و یا حاکمان منصوب می‌شدند. در دورۀ هخامنشی ترکیبی از قوانین و شیوه‌های دادرسی اقوام ایرانی و نیز اقوام و ملیت‌های غیر ایرانی تابع امپراتوری هخامنشیان مبنای قضاوت بود. پادشاهان هخامنشی، ملل تابع خود را در تبعیت از قوانین و آداب و رسوم خود آزاد می‌گذاشتند. در سنگ نوشته‌های دوره هخامنشی همواره به نکته‌ها و مطالبی دربارۀ انصاف، عدالت، راستی و اجتناب از دروغ و بیداد به چشم می‌خورد.

7- شباهت‌ها و تفاو‌‌ت‌های سپاهیان اشکانی و ساسانی را از متن درس استخراج و فهرست نمایید.
شباهت: هر دو حکومت بیشتر متکی بر سواره نظام سنگین اسلحه دار در سپاهشان بودند. تفاوت: در دوره ساسانیان سواره نظام سبک اسلحه هم وجود داشت. از فیل‌ها هم در جنگ‌ها استفاده می‌کردند اما در دورۀ اشکانی این موارد وجود نداشت.

درس 11: آیین کشور داری